قَدَریه

از دایره المعارف فرق اسلامی
(تغییرمسیر از قدریه)
پرش به: ناوبری، جستجو

ابن اثیر در اللباب فی تهذیب الانساب ؛ قَدَری را به فتح قاف و دال ضبط کرده است. [۱]

فرقه ای که برای انسان قدرت زیادی قائل بودند تا بدانجا که افعال انسان را از تحت قدرت خدای تعالی خارج می دانستند. [۲]

ابن جوزی، قَدَریه را به 12 فرقه تقسیم کرده که عبارتند از: احمریه، ثنويه، معتزله، کيسانيه، شیطانیه، شريکيه، وهميه، رواندیه، بَتريه، ناکثيه، قاسطيه و نَظّامیه [۳]

احمد بن علی مقریزی نیز قَدَریه را با همین تعریف، مورد اشاره قرار داده ولی آن ها را مقابل معتزله به شمار آورده است. [۴]

دائرة المعارف بزرگ اسلامی در ذیل مباحث کلامی بصره می نویسد: «اندیشه قدر در ربع سوم قرن اول هجری قمری در بصره توسط معبد جهنی و در شام توسط غیلان دمشقی، مطرح شد. گویا این دو تن با تأکید بر عدالت و حکمت الهی بر این باور بوده اند که نمی شود ظلم و شر را به خدا نسبت داد. برخی می نویسند معبد این اندیشه را از فردی نومسلمان با تربیت مسیحی، به نام «ابویونس اسواری» فرا گرفته بود. و لذا برخی اندیشه معبد را با اندیشه مسیحیان موافق دانسته اند. این درحالی است که اندیشه اختیار، را به ابوالاسود دوئلی و «مطرف بن شخیر» که از شاگردان امیرالمؤمنین علیه السلام بوده اند نیز نسبت داده اند. از دیگر نظریه پردازان نخستین قدر از جعد بن درهم و جهم بن صفوان نیز نام برده اند. [۵]

روایت نقل شده از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) : « القدریة مجوس هذا الأمة» [۶]، اشاره به همین فرقه دارد.

روایت: القدریة مجوس هذه الامة فان مرضوا فلا تعودوهم و ان ماتوا فلا تشهدوهم. ترجمه: قَدَریه مجوس امت اسلام هستند، پس اگر مریض شدند به عیادت آن ها نروید و اگر مردند در تشییع جنازه ایشان حاضر نشوید. [۷]

قَدَریه توسط معتزله منقرض گردیدند، در حالی که معتزله، سخنان قَدَریه را تعدیل کرده و در مقابل مجبّره ایستادگی نمودند. اهل سنت، معتزله را قَدَریه نام داده اند. [۸] محمد مقدسی در احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم می نویسد: «چهار فرقه اند که فرقه هایی که شبیه آنان بوده اند، بر آن ها غلبه کرده اند، از جمله قَدَریه که معتزله بر آن ها غلبه یافتند». [۹]

ابن اثیر به نقل از عبدالکریم بن محمد سمعانی می نویسد: « قَدَریه معتقدند که خدا قدرت بر شر ندارد و خیر از جانب خدا و شر از ابلیس است و در نتیجه گاهی خدا چیزی را می خواهد و نمی شود. و گاهی چیزی را ناخوش دارد و می شود. و عبد یا شیطان گاهی چیزی را برخلاف اراده خدا می خواهند و می شود، تعالی الله عما یقولون علواً کبیرا. قَدَریه معتقدند که خدا چون می خواست حکمت را برای خود باقی گذارد، خلق را آفرید، و اگر خلق نکرده بود حکیم نبود». [۱۰]

مقریزی می نویسد اول کسی که در اسلام، قائل به قدر شد، معبد بن خالد جهنی بود وی با